هيأت مديران خبرساني امريكا (بيبيجي( در مقدمه گزارش برنامه خود برای سال 2011، چنین آورده است: «هيأت مديران خبررساني (BBG) با ترويج آزادي و دموكراسي و نيز با افزايش تفاهم از طريق ارتباطات چندرسانهاي و نيز پخش اخبار دقيق، عيني و متوازن و ديگر برنامهها در مورد آمريكا و جهان، اهداف سياست خارجي آمريكا را به پيش ميبرد. هيأت مديران خبررساني تمام سازمانهاي خبررساني بينالمللي آمريكا را در بر ميگيرد كه عبارتند از: صداي آمريكا (VOA)، راديو و تلويزيون مارتي، و سازمانهاي دريافتكننده اعتبارات مالي: راديو اروپاي آزاد/ راديو آزادي (RFE/RL)، راديو آسياي آزاد (RFA) و همچنين شبكههاي خبررساني خاورميانه .(MBN)... برنامههاي هيأت مديران خبررساني از طريق راديو، تلويزيون، اينترنت و همچنين انواع در حال گسترش رسانههاي جديد به 60 زبان و در بيش از 100 كشور جهان منتشر ميشوند. هيأت مديران خبرساني از طريق شبكه پخش جهاني، به طور مستقيم با 171 ميليون مخاطب به زبان بومي خودشان ارتباط برقرار ميكند. اين نوع دسترسي به مخاطبين جهاني كاملاً با ارزش و منحصر بفرد است زيرا امريكا هم ميخواهد با مردم اقصينقاط جهان ارتباط برقرار كرده و هم در جهت خلق همكاري با آنها اقدام كند. خبررساني بينالمللي يكي از ثمربخشترين و در عين حال كم هزينهترين بخشهاي ديپلماسي عمومي است. بيش از 80 درصد خدمات زبانهاي خارجي ارائه شده از جانب هيأت مديران خبررساني هزينهاي كمتر از 5 ميليون دلار در سال داشته و بيش از دوسوم اين خدمات نيز هزينهاي كمتر از 2 ميليون دلار دارند. هيأت مديران خبررساني در فرايند جهاني ترويج دموكراسي، جامعه مدني، نهادهاي شفاف و همكاريهاي جهاني نقش تسريعگر را ايفاء ميكند. زماني كه رويدادي رخ ميدهد، هيأت مديران خبررساني ميتواند با افزايش موقتي خبررساني در حوزه مربوطه به بحرانهاي جهاني واكنش دهد. به عبارت سادهتر، سرويسهاي زبانهاي خارجي هيأت مديران خبررساني بر ساعات خبري افزوده و محتوايي غني براي اطلاعرساني كارآمد و دقيق به مردم تحت تأثير بحران، خلق ميكنند. زماني كه بحرانهاي منطقهاي و محلي، اغلب بدون هيچ هشداري پديدار ميگردند، هيأت مديران خبررساني بايد با سرعت، قاطعيت و بر اساس منابع رسانهاي موجود و ماهيت موقعيت پيشآمده نسبت بدانها واكنش نشان دهد.» «شوراي دولتي پخش برنامههاي راديو و تلويزيون آمريكا (BBG) كه ديپلماسي رسانهاي دولت آمريكا را طراحي ميكند، در بودجه مالي سال 2011 خود به كنگره مبلغ 768 ميليون و 778 هزار دلار درخواست كرده است.»
به نقل از خبرگزاری فارس
« اساس مشكل در دنياى اسلام، آمريكاست. حضور مستكبرين و مستعمرين در دنياى اسلام، هميشه بيشترين و بزرگترين ضربه را به هويت اسلامى و مردمى ملتها زده. از شرق دنياى اسلام بگيريد، از اندونزى و مالزى و هند، تا برسيد به آفريقا؛ همه جا حضور مستعمران بوده است كه ملتها را ضعيف كرده، خون آنها را گرفته، ارادههايشان را تضعيف كرده. امروز آن مستكبر و مستعمر، آمريكاست؛ بقيه در حاشيهاند. حضور آمريكا بزرگترين مشكل است. گفت: «وجودك ذنب لايقاس بها ذنب». از همهى بدبختىهاى دنياى اسلام بزرگتر، امروز حضور آمريكاست؛ اين را بايد علاج كرد. بايد آمريكا را از عرصه دور كرد، او را تضعيف كرد. خوشبختانه ضعيف هم شدهاند. آمريكاى امروز، آمريكاى بيست سال قبل و سى سال قبل نيست. آمريكا امروز بشدت ضعيف شده است. اين را بايد نگه داشت. نبايد نااميد بود.»
بيانات رهبری عزیز در ديدار شركتكنندگان دركنفرانس وحدت اسلامی
به نظر حاج آقا پناهیان(نقل به مضمون): تنها راه امریکایی ها برای از دست ندادن خاورمیانه- در دست گرفتن قیام مردمی و کنترل آن می باشد. یعنی امریکایی ها سعی خواهند کرد که خود رهبری قیام های مردمی در منطقه خاورمیانه و شمال افریقا را در دست بگیرند تا با این فریب بار دیگر بر منطقه حکمروایی کنند. چه بسا که "سفیانی" در این حوادث ظاهر شود.
به امید ظهور یوسف فاطمه
باید گفت که تأثیر مستقیم صهیونیست ها بر سیاست خاورمیانه ای امریکا، توسط مدلین آلبرایت (Madeline Albright) وزیر خارجه اسبق امریکا قوت گرفت. او که از مذهب کاتولیک به کلیسای اسقفی تغییر مذهب داده بود، در مسیر تأمین منافع اجداد یهودی تازه اش گام برمی داشت. آلبرایت به گونه ای شرم آور مرگ پانصد هزار کودک عراقی در طول دوران وزارتش را با عبارت «ارزشش را داشت» توجیه کرد. کلینتون و دموکرات ها با به کارگیری صهیونیست ها در پست های مهم و استراتژیک سیاست خارجی در خاورمیانه و شکل دهی به سیاست امریکا در راستای اهداف توسه طلبانه اسرائیل در دولت بعدی، شالوده سقوط سیاست خارجی امریکا را در دامان صهیونیست ها بنا نهاد. دولت بوش، پیشرفت کیفی قدرت صهیونیست ها را در سیاست های ایالات متحده چه در حوزه های داخلی و چه حوزه های خارجی نمایان می ساخت.
وقتی از زاویه روابط بین دو کشور به موضع نگریسته شود، به این نتیجه می رسیم که اسرائیل به عنوان قدرت منطقه ای کوچکتر، از قدرت بزرگ باج می گیرد، که این موضوعی بسیار عجیب و در نوع خود سرشار از تناقض است. با نگاه به نقش قدرتمند و تأثیرگذار یهودیان طرفدار اسرائیل در بخش های استراتژیک اقتصاد امریکا، احزاب سیاسی، کنگره و بخش های اجرایی امریکا، می توان این تناقض را توضیح داد. نزدیک ترین مصداق امپراوتوری های گذاشته، امپراتوری سفید پوستان منتفذ در مستعمره ها بود که از طریق ارتباطات خارجی شان کمک های ملی و روابط ویژه تجاری خود را تضمین می کردند.
جیمز پتراس، نفوذ اسرائیل در امریکا، ترجمه غدیر نبی زاده، ابرار معاصر ۱۳۸۸.
«واقعیت این است که تا دهه 1980 بخش خصوصی، نقش چندان در اداره و یا مالکیت رسانه های گروهی نداشتند. به همین دلیل پدیده خصوصی سازی پدیده جدیدی است. در اوایل دهه 80 با فشارهای بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و دولت آمریکا، همراه با پیشرفت در رشته رایانه و ماهواره، رسانه های دولتی در نقاط مختلف جهان خصوصی شدند و یا به بخش خصوصی، سرمایه داران بزرگ اجاره داده شدند که در این عرصه سرمایه گذاری کنند، یا به زبان دیگر این عرصه را در قبضه خود درآورند. این پدیده عرصه خصوصی سازی رسانه های گروهی در وهله اول در آمریکا صورت پذیرفت و متعاقب آن در دیگر نقاط مختلف جهان مانند اروپا، کانادا و غیره دنبال گردید. این مسئله تا جایی پیش رفت که امروزه فقط چند کارتل بزرگ خبری است که افکار عمومی جهان را آن طور که این رسانه ها می خواهند، شکل می دهند. به عنوان مثال نورمن سولومون نویسنده کتاب « نشانه گیری عراق، چیزی که رسانه های گروهی به تو نمی گویند» می نویسد که: «در سال 1983 و بعد از جریان خصوصی سازی، 50 شرکت بزرگ رسانه ای در آمریکا وجود داشت. این عدد به 29 شرکت در سال 1987، 14 شرکت در سال 1990و بعدها این عدد به 6 شرکت تقلیل پیدا کرده است.» البته این ادغام سازی ها همچنان ادامه دارد و دیری نخواهد پایید که این رغم به یک یا دو تقلیل یابد. این غول های خبری نه فقط به وسیله تلویزیون که از طریق فیلم، روزنامه، کتاب، موسیقی، پارک های تفریحی، ماهواره و اینترنت هر روز افکار عمومی جهان را در قالب های مختلف به آن سوی که دوست دارند و می خواهند هدایت می کنند».1
کارتل ها بزرگ رسانه ای، با ثروت هنگفت خود تمام کره زمین را تحت پوشش خبری خود قرار دادند و با ارسال خبرنگار به همه نقاط جهان و پخش مستقیم اخبار، نقش مستقیمی در شکل دهی افکار عمومی جهانیان دارند.و شبکه های گوناگون و متنوع همه زیر مجموعه های این کارتل های معدود هستند که در حال ادغام شدن هستند.
در واقع چند صدایی در غرب همان صدای چند کارتلی می باشد که در حال بلعیدن یکدیگر هستند...
. 1علی محمد نائینی، «ژئوپلتیک ارتباطات و رسانه های نوین و نقش آن در شکل گیری قدرت،» فصلنامه عملیات روانی: http://www.swar.ir/articles.aspx?aid=41
به اين حديث از پيامبر اعظم ‹صلوات الله عليه›توجه فرماييد:
‹‹شرك (راه يافتتن شرك) مخفي تر است از رفتن مورچه بر سنگ صاف در شب تاريك. كمترين شرك اين است كه انسان كمي از ظلم را دوست بدارد و از آن راضي باشد و يا كمي از عدل را دشمن بدارد. آيا دين چيزي جز دوست داشتن و دشمن داشتن براي خداست؟ خداوند مي فرمايد بگو اگر خدا را دوست مي دارديد مرا (دستورات مرا كه از جانب خداست) پيروي كنيد تا خداوند شما را دوست بدارد. ››
به نظر شما آيا كساني كه در اين كشور دست دوستي به سمت ظالم ترين كشورها دراز كرده و دوستي با مظلومان عالم (مسلمان مظلوم فلسطين؛ لبنان و...) را اشتباه مي داند؛ نمي توانند دچار بيماري شرك باشند؟
چه كار بايد بكنيم؟
۱. بايد درون خودمان را اصلاح كنيم. اصلاحِ دائمى جزو وظائف دائمى ماست.
درون را چه جورى اصلاح كنيم؟ اول از خودمان شروع كنيم. اول رابطهى خودمان را با خداى متعال درست كنيم، اصلاح كنيم و به آنچه كه خداى متعال از ما سؤال خواهد كرد، بينديشيم: «و استعملنى بما تسألنى غدا عنه» اين، از جملهى چيزهائى است كه بايد دائم در ذهن ما باشد. نميگويم خودمان كه كاملاً اصلاح شديم، بعد به اصلاح مردم بپردازيم - كه حالا ممكن است اين به اين آسانىها هم به دست نيايد - وقتى شروع به اصلاح خود كرديم، آن وقت اصلاح جامعه هم براى ما آسان خواهد شد. و او - اصلاح جامعه - آسانتر از اصلاح نفس است.
۲. تقويت روحيهى داخلى.
يكى از مسائل مهم، مسئلهى تقويت روحيهى داخلى است. تقويت روحيه جزو چيزهائى است كه از وظائف اصلى ماست؛ چه به حيث مسئولين، چه به حيث روحانيون و معممين؛ اين جزو چيزهائى است كه بايد هيچ وقت اين را فراموش نكنيم.
۳. اتحاد حقيقى.
وحدت را بايد در عمل تحقق ببخشيم. وحدت اين است كه مشتركاتمان را كه بيشتر از موجبات مفرّق هست، تقويت كنيم و اينها را جلو چشم نگه داريم. اينجور نباشد كه دلخورى از يك نفر آدم، ما را وادار كند عملى بكنيم، حرفى بزنيم، اقدامى بكنيم كه برخلاف مصالح كشور باشد؛ كه گاهى انسان مشاهده ميكند! از يك نفر به خاطر يك كارى، به خاطر شخصش، به خاطر يك اظهارى، يك دلخورىاى پيدا ميكنيم، بعد اين دلخورى سايه مىافكند بر همهى رفتار ما؛ اين درست نيست.
۴. شناسائى دشمن و شيوههاى او و كارى است كه دارد انجام ميدهد؛ دشمن الان چه كار دارد ميكند؟ شايد بتوانم بگويم مهمترين كارى كه دشمن ميكند، دو قلم كار است:
يكي، جدا كردن مردم از نظام، يكي جدا كردن مردم از بيّنات دين و اصول دين و واضحات احكام اسلامى و شريعت اسلامى است.
اين دو كارى است كه اينها دارند انجام ميدهند. درست هم فهميدهاند؛ چون پشتوانهى نظام، مردمند. ميدانند كه اگر مردم را از نظام جدا كردند، نظام بىپشتوانه خواهد شد؛ لذا سعى ميكنند مردم را از نظام جدا كنند. چه جورى؟ بىاعتماد كنند. يك كارِ واضح؛ بىاعتماد كنند: مردم را به مسئولين بىاعتماد كنند. مسئولين هرچه كار بكنند، هرچه تلاش بكنند، هرچه تحرك نشان بدهند، هرچه كارهاى خوب بكنند، يك تفسير بدى در راديوهاى بيگانه و در تبليغات بيگانه وجود دارد كه اگر انسان اين راديوها را نگاه كند، اين به طور واضح مشاهده ميشود. البته اين هميشه بوده. در دورهى حيات مبارك امام (رضوان اللَّه تعالى عليه)، اين يكى از كارها بوده. لذا بود كه در آن زمان، امام بزرگوار با وجود اعتراضهائى كه به بعضى از عملكردهاى مسئولين و كارگزاران كشور داشتند، هميشه در موضع مدافع آنها قرار ميگرفتند. اين معنايش اين نبود كه امام از جزئيات كارها دفاع ميكند؛ نه. اما امام سينه سپر ميكرد. در مقابل كارگزاران و مسئولين نظام اگر كسى سنگاندازى ميكرد، موجب بىاعتمادى مردم به اينها ميشد، امام مىايستادند. بنده هم همين جور. بنده هم از همهى دولتها به اين حيث، دفاع كردم، باز هم دفاع ميكنم. نبايد به خاطر يك عملكردى در يك گوشهاى، مسئولين نظام را اعم از قوهى مجريه يا قوهى مقننه يا قوهى قضائيه، در چشم مردم بىاعتبار كرد. چون مردم اگر چنانچه احساس كردند كه اين دستگاههاى عظيم نميتوانند مورد اعتماد قرار بگيرند، اميد مردم از بين خواهد رفت. فكر اين را بايد بكنند. اين يك قلم كار دشمن است كه اين را بايد فهميد. نبايد با دشمن همصدا شد، نبايد جدول دشمن را پر كرد، پازل دشمن را تكميل كرد، صداى دشمن را در داخل بازتاب داد؛ اينها را بايد مراقبت كرد.
يكى هم مسئلهى دين و بيّنات اسلامى و انقلاب اسلامى است. از توحيد و نبوت و امامت و ولايت و از اينها بگيريد تا احكام و حجاب و حدود شرعيه و بقيهى چيزها؛ دائم دارد شبههپراكنى ميشود. بايد حواسمان باشد كه اينها روش دشمن است. بايد در مقابل اينها تدبير داشت، بايد كار كرد. اينها كارهائى است كه نه اينكه همهى اين كارها را دشمن دارد از خارج ميكند؛ نه، انگيزههاى داخلى هم وجود دارد، اما دشمن تقويت ميكند، جهت ميدهد، كمك ميكند و اينها را هل ميدهد به جلو و دشمن از اين چيزها خرسند است. بايد اين را مواظب باشيم. بايد مواظبت كنيم. مسئوليت به عهدهى كيست؟ آيا به عهدهى دولت است؟ به تنهائى، نه. دولت البته مسئوليتهائى دارد. من خودم بارها به شوراى انقلاب فرهنگى در دورههاى مختلف گفتم كه شما نميتوانيد خود را از متدين كردن مردم و وظيفهاى كه در اين راه داريد، بركنار نگه داريد. اينها مخالف بودند. آن جريانهاى بداخلاق مخالف بودند، ميگفتند نه، اين دينِ دولتى ميشود. من معتقدم دولت در اين زمينه وظيفه دارد،
اما وظيفهى دولت چيست؟ وظيفهى دولت درست كردن عقايد مردم است؟ نه، وظيفهى دولت زمينهسازى است؛ وظيفهى عملياتى و ميدانى به عهده روحانيت است، به عهدهى زبدگان است، به عهدهى نخبگان حوزه و دانشگاه است. اين وظيفهى ميدانى است. من امروز نگاه ميكنم جاى اين مجموعهى مكرم دينى و علمى را در خيلى جاها خالى مىبينم.
نقش حوزههاى علميه در صدا و سيما فقط اين نيست كه يك واعظ خوشزبانى بيايد آنجا، مردم را نصيحت كند؛ نه، حوزهى علميه بايد كميتهها تشكيل بدهند، مجموعهها تشكيل بدهند، اتاق فكرهاى دينى تشكيل بدهند، راجع به مسائل گوناگون بنويسند، بحث كنند، تحليل كنند، تحقيق كنند و محصولات اينها را بدهند بيرون. فضا وقتى كه درست شد، طبعاً اثر ميگذارد. روى بازى هنرمند هم اثر ميگذارد.
بيانات رهبري عزيزمان در ديدار با نمايندگان مجلس خبرگان
در مسائل جهانى آن چيزى كه از همه واضحتر و بارزتر است، بيش فعال شدنِ جبههى مقابل ماست. بيمارى بيشفعالى يكى از بيمارىهاى كودكان و نوجوانان است. بيشفعالى معناش اين است كه تحرك، زياد؛ كارهاى گوناگون انجام ميدهند، اما تمركز نيست، هدف نيست؛ به اين در و آن در ميزنند. تحرك زياد، اما بدون هدف و غالباً همراه با ناكامى. اين حالت بيشفعالى است. انسان اين حالت را امروز در جبههى مقابلِ دشمن مشاهده ميكند. مشغول تحركات گوناگونند: تحريم، قطعنامه، تهمت، جوسازى عليه نظام اسلامى، تقويت معارضان داخلى، به اصطلاح ورزشكارها دوپينگ كردنِ معارضين داخلى، كه اينها را همين طور هى با آمپولهاى نيروزا كه هيچ تأثيرى هم در تقويت واقعى ندارد و فقط ظاهراً او را فعال ميكند، هى تزريق كنند.
امروز، همهى وسائل ارتباطى را به كار گرفتند؛ وسائل سياسى را به كار گرفتند؛ وسائل فرهنگى را به كار گرفتند؛ وسائل اقتصادى را به كار گرفتند، براى اينكه تحريمها در حق ايران كهنه نشود و وسط راه از كار نيفتد.بنابراين، حوادثى از قبيل آنچه در اين مدت براى ما اتفاق افتاده است - چه قطعنامهى 1929، چه اين مسئلهى اهانت به قرآن كريم، چه اظهارات صريحاً خصمانهاى كه عليه جمهورى اسلامى ميكنند، چه آنچه كه در سال 88 گذشت، كه اين هم بلاشك و به طور واضح دست دشمنان مستكبر در اين جريان عيان بود - اينها همهاش به خاطر اين است كه آن طرف احساس ميكند كه اين طرف قوى شده است. اين قدرت و قوّت و استحكامى كه در اين طرف به وجود آمده، آن طرف را ميترساند. اين در اظهارات خودشان هم هست و دارند ميگويند: اگر اين كار را نكنيم، ايران قدرت اول خاورميانه ميشود؛ اگر اين كار را نكنيم، نفوذ ايران در خاورميانه زياد ميشود؛ از اين حرفها ميزنند. اين نكتهى اول. نكتهى دوم اين است كه اين حوادث بايد ما را بيدار نگه دارد. بايد چرت نزنيم، بايد نخوابيم؛ خوابمان نبرد...
بیانات رهبری فرزانه در دیدار با نمایندگان مجلس خبرگان


















